تبليغاتX
صحنه نوشت ها
ادبیات نمایشی

 

 

دوران دیرینه سنگی

 

روایت چهارم اینکه

 

هم پرومته که در بند بود- هم خدایان سرگردان – هم عقابهای جگر خوار

 

خسته گشتند و به پوچی رسیدند

 

اسطوره پرومته

فرانتس کافکا

 

 

 

 

اشخاص بازی

 

پرومته         غول

 

عقاب            شکنجه گر

 

کراتوس        بازرس ویژه زندان

 

هرا             مادر خدایان

 

ایو             رانده و رها شده

 

 

 

دربند

( سلولی تاریک. نور ازبالا به صورتی آسمانی.کراتوس مست. عقاب چت.)

 

صدای پرومته

از او نازل گشت مراتب خونبار. آری رحمانیت ت را دیدم. تو نیک مهربان ظالم را. نقشه های که در سر داری پیداست. می خوانمشان.آشی پختی برای ما. تو یکی هستی در تمامی بی شرافتی ها  دو روئی ها و دروغ ها. آفرینش یک دغل بود فهمیدیم به روی خود نیاوردیم.

کراتوس

ساعت چنده گروهبان؟ هزار ساله زندانیه یکی نمیاد رد بشه بگه "خرت به چند؟" " محکوم ما چطوره؟" " زندانی قصد جوسازی نداشته؟" هیچ.اصلا کسی به چپ شم نگرفته. تا کی باید نگرش داریم؟همین روزهاست که حکم آزادیش به خاطر اخلاق الهی برسه اینجا. صدای منو می شنوی؟

صدای پرومته

 صدای منو می شنوی؟ من از قعر کهکشان تو رو صدا می کنم. تو وجود داری؟ من رو اینجا بستن ؟ یگانه دانشمند بشریت ؟ چطور این کتاب بسته شد؟ حالا می فهم م وقتی جردانو برانو می سوخت تو چقدر لذت بردی.  عطش ت رو می فهم م. تو می ترسی. از همگی سر بزرگ ها. بیا از ته دل با هم حرف بزنیم.

کراتوس

فکر نمی کردم که آخرین باره می بینمش . خودش هم بهم نگفت . گفت درس دارم /اسطوره شناسی /استاد می خواد در مورد پرومته حرف بزنه. گفتم ساکت می گیرنه ت ها. گفت دیوونه شدی؟ گفتم خودم گرفتم گروهبان زنجیرش کرد. گفت موتورت ئو؟  گفت کلاسم دیر شد. گفتم هوا سرد شده خندید به آتیش سیگارم نگاه کرد. آخرین نگاه بود.

صدای پرومته

تو تنها زیرک بودی. خوب همگان را به تعظیم وادار نمودی. خوب همه کس را به خواب افیون کشاندی؟ ای دغل. پیام ت از المپ سقوط کرد. سوختیم.به روی خود نیاوردیم.می شنوی؟. سخن می گویم از قعر درک.

کراتوس

آتیش رو دزدید.کی؟ پرومته.از کجا؟ قصر خدایان. مال خر کی بود؟ آدمیزاد.پس متهمه. چرا؟ چون دشمن ئه. دشمن؟!

صدای پرومته

دشمنان

کراتوس

دشمنان

صدای پرومته

دشمنان بر پشت میزی.....

کراتوس

دشمن ما کیه گروهبان؟ دانشمندای  ملحد؟غول های  ترسناک؟این زندانی گوزو؟-این بند؟..زکریا؟.. دشمنان..

صدای پرومته

دشمنان...

عقاب

نعشه بودم. نعشه بودی. نعشه بودید.دیدم. اوپنهایمر بود. آتیش رو برداشت. گفت گور پدر خدایان هم کرده. همه سردشونه.بعد رفت پایین.

 

بعد از میله ها

 

(کراتوس همه را به بند کشیده و ساختار نظامی حبس وار را القا می کند.)

 

 

کراتوس

بایستید - تو در صف غذا – همه با کاسه های حلبی در انتظار آش جو – آشخورها رو جمع - لباسهای ضد شورش بر تن– تیم ما با گل های پیاپی بر دروازه دشمن – فقط من می دانستم که زندان  - فقط من می دانستم – هی آشخور وایستا تو صف – تو چقدر از خدمت ت مونده رشتی – یه آدم به گوشم رسونده تو هر وقت برامون چای می آوردی می شاشیدی توش – برای همین اصرار داشتی بری تو آبدارخونه – ما نظامی را نوشتیم تا رستگاری از روزنه پنجره ها  – در مستراح جهالت بودیم   روشن مان کردند – یاد دادند چطور باسن های گهی امان را بشوریم – به سمت دیوار – اسم ش را به صورتی الهی در دفترچه حزب خدایان ثبت - دچار تب غرب نشدیم چون همگی  غرب زدگی را ورق زده بودیم – ماموریت من آسمانی ست – بهت نگفته بودم با اینجا می کوبی تو اینجا – آری ماموریت من الهی ست و از المپ نازل شد تا هر کجا که آنها را دیدیم دربند –باد سرد از طرف غرب – طوفان شد تندباد- تندباد ملحدی بود – به راه راست هدایت - پرومته تو گردباد فندک زیپو شو روشن کرد  -تبلیغ ش رو - هی پز می ده خوشم نمی یاد – تو هنوز دفترچه راهنمایی و رانندگی رو از – آلکاتراز قفقاز تنها یک محبوس دارد - بزرگ ملحد عالم خدایان- در بند بسته – از اول گفتیم ذغال ها رو زیاد کنین - آتیش زیادیش غذا رو می سوزونه – مثل ماده گاو به درون درک نشسته ای و به خیره- حالا آتیش خدایان رو می دزدی- مادر همگی ما هرا رو ناراحت کی کنی- می دم مادرت رو ناراحت کن ن -  اون میاد- از نسل زئوس – میاد -به خدا- خودش بهم گفت - دمار از روزگار تیتان ها می درد – دیو چو بیرون رود فرشته در آید

 

 

ملاقات در ابدیت

 

(هرا- آن ور تر ایو – به ملاقات پرومته آمده اند – کراتوس اجازه نمی دهد.)

 

هرا

حالم داره بهم می خوره. سوت و کوره .همه دارن خمیازه می کشن.مخ ها گوزیده. مهندس الدنگ نشسته بود با این آبدارچیه  زر می زد.خب چی بگه؟ بیکاریه .دیگه هیچ کاری نیست که کسی انجام بده. از وقتی این غول تشن آتیش رو دزدیده همه دارن پشگل لقد می کنن. بابا کرکره ها رو بکشید.برید خونه بخوابید. خوب به اینا چه ربطی داره شلوار شوهرم زیپ ش خرابه نمی تونه بکشه بالا. شنیدم این زندانی تون غیب م میگه. یه نره غول پیشگو! کجاست؟

کراتوس

مادر.

هرا

حتی من بازرس؟!

کراتوس

چی باید گفت ماموریم و معذور.

هرا

مشکل چیه؟

کراتوس

 شما مشکلی ندارید فقط قدتون یکم کوتاهه.

هرا

 چاق م و خپل.

کراتوس

نه این دیگه شکست نفسیه.

هرا

اگه نبود که ارباب حیزت هی دنبال این پتیاره ها نمی افتاد.

کراتوس

کرم از خود درخته.

هرا

آره والا نگاه کن. شبیه گاو نمی مونه؟

کراتوس

زن ها تو مملکت پرو شدن مادر. باید یه خورده حالشون رو گرفت.البته فکر نکنید من هر جا می رسم اینطوری حرف می زنم ها.مطمئن باشید که آدم با کلاسی هستم. خب ماموریم و معذور

هرا

 می خوام ببینم این جردانو برانوی مرتد رو.

کراتوس

محکم بستیم ش به سنگ. فردا که بر گشتیم دیدیم با صخره یکی شده.منو یاد رفیق تون آپولون انداخت. محکم و استوار چون کوه. ماموریم و معذور باید با صخره یکیش می کردم.

هرا

.آه چه کسالتی!هوم.....

کراتوس

اول صب کله پاچه رو زدیم بعد رفتیم شمال پیش عمو. یه  عرقی خوردیم با شیش سیخ جیگر و پنج گرم کالباس- عباس- تو راه برگشتن خوابش می اومد. زد کنار یه چرتی خوابید.

هرا

مثل گاو داره بربر نگا می کنه.

ایو

کی؟من؟

 

هرا

نه ان.

ایو

مهلت بدید.

هرا

خیره سر.

کراتوس

به یارو قاچاق فروشه گفتم وقتی گفتن جسد تو باز کن بذار وسط.

ایو

مادر بزرگ.

هرا

منو مادر خودت م می دونی.خوبه.

ایو

خواهش می کنم گوش بدید.

هرا

چی رو؟ اینکه می خوای هووم بشی؟

ایو

خدای خدایان خودش بمن نظر داره.

هرا

وا؟! خوب چیزی یاد گرفتید شما دخترا.راستشو می گی؟ پس چرا توالت می کنی؟ این چه قیافه ای که درست کردی؟ بابا جون ایراد از خود ما زنهاست.خودمون می خاریم.اگه راست می گی یه انی گهی شاشی چیزی می مالیدی به صورت ت تا زده بشه.ما تو تاریخ از این چیزا خوندیم.بیسواد نیستیم.

ایو

اون همش...

هرا

بنال.

ایو

اون همش...

هرا

اون همش چی؟

ایو

از بوی زیر بغل تون حرف می زد.

هرا

خیره سر.

ایو

من به او پیره مرد هیچ چشم داشتی ندارم.

هرا

حالا زئوس شد پیره مرده؟

ایو

من دنبال چیز دیگه ای هستم.

هرا

آها.یه جوون با های بادی بیلدینگ.نه؟

ایو

من می خوام یه چیزی به شما بگم؟

کراتوس

خدایان اینگونه اند .

ایو

نمی خوام این مامور چیزی بشنوه.

هرا

اون حواس ش جمع نیست حتی به پتیاره ها.

ایو

من می خوام از خونه فرار کنم.

هرا

اوه.

ایو

تحمل ندارم. اذیتم می کن ن. دیگه طاقت ندارم.

هرا

لابد می خوای خونه ما تلپ شی.

ایو

نه.قسم می خورم.

هرا

منم باور کردم.

کراتوس

تو روزنامه نوشته طبق آمار همه ناراحتی روانی پیدا کردن.اینجا نوشته.البته بعضی ها درصد کمتری اینطورن.

هرا

بازرس چی باید بکنیم؟

کراتوس

زانو بزنیم و به درگاه المپ دعا. حتی برای من مامور معذور.

هرا

این پتیاره چرا اینجا ایستاده؟

ایو

منو اذیت نکنید من می رم. کاری به کارتون ندارم.کاری به کارم نداشته باشید.

هرا

نه عزیزم.

ایو

رحم کنید.

هرا

نمی شه.باید داغ ببینی.

ایو

مادر.

هرا

می دم تو صورت ت اسید بپاشن.

ایو

مادر بزرگ ما.

 

 

پایان

 

( پرومته خسته و کسل و ناتوان.عقاب سخت نعشه.انواع مواد مخدر.)

 

عقاب

اوه.

پرومته

چی شد؟

عقاب

نف.

پرومته

کجات گرفته؟

عقاب

اووو.

پرومته

بخواب. پاها تو بده بالا.

عقاب

ها.

پرومته

بخواب.پاهاتو بده بالا.

عقاب

آی ی ی ی...

پرومته

زیادی کشیدی.

عقاب

کٌم...

پرومته

دستام بسته ست. نمی تونم کمک ت کنم.

عقاب

هخ.

پرومته

کسی اینجا نیست؟

عقاب

ههههه-

پرومته

آهای! کمک کنید!

عقاب

ااااااااا-

پرومته

ماهیچه ت گرفته.

عقاب

ای-----

پرومته

کجات؟

عقاب

ای

پرومته

کجات؟

عقاب

ایج-

پرومته

قلب ته.

عقاب

ب

پرومته

باید با مشت بکوبی رو قلب ت.

عقاب

آ

پرومته

دست رو ببر بالا با مشت بکوب رو قلب ت.

عقاب

ب

پرومته

صورت سیاه شده.

عقاب

ااه

پرومته

بکوب رو قلب ت

عقاب

وا

پرومته

نفس ت گیر کرده.

عقاب

نننننن-

پرومته

بکوب

عقاب

وو

پرومته

د بکوب.

عقاب

هن

-

پرومته

هی؟

-

چی شد؟

-

بهتری؟

-

الان حالت چطوره؟

-

بهتری؟

-

حالت چطوره؟

-

می تونی نفس بکشی؟

-

آهای

عقاب

خوبم.

پرومته

حواس ت جمع باشه.

عقاب

عجب.

پرومته

زیاد مصرف می کنی.

عقاب

حالت مزخرفیه.

پرومته

تو خودآزاری.

عقاب

هزار ساله خسته ام.

پرومته

تو انتخاب خوبی نیستی.

عقاب

من پوسیدم.

پرومته

هر شکنجه ای که می دی ده برابرش خودت زجر می کشی.

عقاب

خیلی وقته پرواز نکردم.از اصل خودم دور شدم. اونها منو گرفتند و به مرور مثل یه انسان بارم آوردن.

پرومته

اونا باید یه سادیسم رو انتخاب می کردند نه یه مازوخیسم.

عقاب

دلم می خواد بالای کوهها پرواز کنم ولی یادم رفته. اونها باعث شدن.

پرومته

خودتو نابود نکن.

عقاب

دیگه ده هزار سال مه.

پرومته

من و تو مثل هم هستیم.

عقاب

اینجا.

-

گم شدم.

-

هیچ راه فراری نیست.

-

یه سرنخ می خوام.

می تونی کمکم کنی

نه؟

پرومته

من حتی نمی تونم به خودم کمک کنم.

عقاب

چطور به ذهن ت زد آتش رو بدزدی.

پرومته

یدفعه جوگیر شدم.

عقاب

می تونی تاریکی رو لمس کنی؟

پرومته

می بینم ش

عقاب

اسیر شدم.اسیر شدی.اسیر شدید.

پرومته

مصرف نکن.

عقاب

اون کی ظهور می کنه؟

پرومته

منتظر مرگی؟

عقاب

تو-

پرومته

شکنجه ام کن.

عقاب

سخت مه.

پرومته

می خوام انقدر درد بکشم تا از رو برن.

عقاب

اونا پرروتر می شن.

پرومته

ولی پوزشون رو می زنم.

عقاب

تو منو اذیت می کنی؟

پرومته

جیگرم رو بخور.

عقاب

نه!

پرومته

به سیخ ش بکش.

عقاب

عق.

 

 

نشسته بر سنگی تنها

غروب سرمه ای پشت سرش

 

 

(هرا نشسته بر سنگی تنها و غروب سرمه ای رنگ در پشت سرش جیغ آسا.پیپ می کشد.)

 

 

هرا:

اینجا آخر دنیا – هرا نشسته بر سنگی تنها – حسود و بی کس- پیر وپر پشم- زئوس نگام کرد زیر لب گفت در پرونده پزشکی سال بعد می نویسن زنی به هیئت مردان – صدام گرفته  – می گفت این صدا فقط به خاطر سیگاره – حالا چی؟- صدات کلفت تره – آیینه ها را بشکنید – از این قیافه یغورم خسته م – آقای پاداش پور تا دیدتم گفت دختره ماشا لله واسه خودش مردی شده –  من تنها در میان این جنگل تکنولوژی با دستگاههای عظیم الجثه بی مغز چه می توان فریاد بر آورد من خسته از نعشه تریاک در میان این آهن و فولاد فریاد می زنم که مادر جهانیان م – دیگر خدایی چه مفهومی دارد در فرمولهای پیچیده نیرو ها – می گفت: زن یه خورده طناز باشه خوبه – یه ابرویی بگیر یه سیبیلی بچین ماتیک م که نمی زنی اونوقت می گی سر و گوش شوهرم می جنبه بابا خدای خدایان که سهله پدر جدش م باشه با این بوی زیر بغل ت باید دنبال این دختر گوگولی ها باشه – در این دستگاهها ترسان اسیرم – ما دیگر چه وجهی داریم آیا کسی هست که ما را یاری کنند قربانی ئی چیزی دیگر چه ابهتی دیگر چه عبادتی -  حسادت داره منو می خوره پیر و چرکم  خسته و ورقلمبیده های من حسودم با دستانم ران های خوش تراشت را می درم بر صورت زیبایت اسید می پاشم تا بدانی من حسودم و آتشم خانه ات ویران کند این شوهر این کثیف –  وایمیسته دم مدرسه دخترونه تو کافی شاپ مخ می زنه دیگه نگام نمی کنه – خدایا چرا هرایت را تنها گذاشتی با آن یال کوپالی که به او عطا کردی شرارت از اسمان فرو ریخت رحمانیت و رحیمیت ت را در زیر شلواری که پنهان کردی خدایا من نعشه وار کفرت می گویم که خدایم ساختی و اکنون کسی مرا نمی بیند – تریاک می کشید می گفت برا کمر خوبه گفتم بس کن یه بهونه دیگه جور کن خدای خدایان و مشکل کمر گفت نرنجونم که حال ندارم از وقتی پرومته این آتیش منقل ما رو برد دل و دماغی برام نمونده گفتم آینده بینی  چرا مننت اون غول تشن رو می کشی زری خانم که هست از تو قهوه برا دو سوت می گه چه خبره گفت شنیدم پرومته رفته مشهد شده مش غول بعد هرهر خندید – اینجا بام جهان هرا حرف می زند تنها دیگر در میان این ماشین ها و کوره ها چه جای حکم خدائیت ما به افیون رو آورده ایم متفکرین با آتش سیگار ما روشن فکر شدند آری خدا را ناسپاسیم همواره کفر می گوییم – خموشی هایم را دیدی سینه هایم تبدیل به صخرهای شده از وقتی او را به صخره در آویختند جگرم من آب شد و جگر او خورده من صدها بار به خدایان ندا دادم که کار از کار گذشته آتشدان ها روشن گشته اند آب ریخته و دسته آویخته  او را صد هزار بار جگر بدریم افاقه ای نمی کند من بر بالای آن فانوس دریایی در ظلمات تاریک نور را می بینم.

 

او آن شب مست بود

 

( کراتوس مست با انواع و اقسام نوشابه های الکلی.)

 

 

کراتوس

گوش می دی گروهبان. اونا بازرس ت رو به گند کشیدن. همه این رو می دون ن ولی به روی خودشون نمی یارن. اونها آدم ها ی زرنگی هستن. قبول کن گروهبان که نابغه اند. اونا مخ داشتن و ما نداشتیم. تو راجب تاریخ چیزی می دونی؟ میدونی گروهبان خدایان هم یه کسی بودن مثل بقیه مردم  می خوردن می خوابیدن عاشق می شدن و می ریدن مگه نمی بینی زئوس این پیره نر مقدس دائم داره موچ موچ می کنه. میدونی گروهبان عاشق لیس زدنه.قدیسها همشون اینطورین.شکم زیاد مهم نیست.حرف اصلی زیرشه.خب مفیده.تولید مثل.به هر حال تولید مقدسات و ازدیاد قدسیات آسمانی.  واقعا هیچ فرقی بین ما و اونا نیست.نه یه فرق هست. مخشون. آره.کار می کرد.از روز نخست که یهوه فرمود روشنایی بشود.اونا خوب می دونستن آدمهای خر رو که بلانسبت خر خیلی هم زیادن چطوری تو مشت شون بگیرن. دور هم جمع شدن و دسیسه کردن. یه مشت خرافات کردن تو مغز منو تو گروهبان و خودشون رو خدایان نامیدن. به همه وعده دادن که اگه به حرفشون گوش بدن به سمت رستگاری هولشون می دن.هول دادن اما تو مستراح اونم از عقب.  جاش مونده نه. جای پاشون رو شونه هاتو می گم.آره پاکشون کن. نمی بینی.چشم دل بگشا تا جان بینی.

اونا قدرت می خواستن و بهش رسیدن.نگاه کن خدای خدایان به بهانه تولد منجی افسانه ایش هزار تا دولک رو قفل شکونده.هی بچه بنداز و هی بگو نه هنوز سوپرمن بدنیا نیومده. می دونی گروهبان آدمهای مثل من و تو ذاتا گوسفند و الاغ بدنیا میان.فقط برای بردگی.بردگی یه مشت مفتخور مشکل جنسی دار. سربزرگ ها  این مسئله رو فهمیدن. با عقل شون. خب کاری نداره یه ذره فکر کنی می فهمی همش زر مفته. غول ها  واقعیت رو به همه گفتن. از همون روز شدن دشمن. همه شون رو سوزوندن و اعدام کردن.اون ها به همه گفتن که المپ یه قله خشک و خالیه. پرومته تیر خلاص رو زد.همه رو روشن کردن.دیگه این خدایان یواش یواش باید  دکون شون رو تخته کنند. این وسط دهن من و تو سرویسه. البته من دارم عوض می شم. نگا جلد موبایلم رو ذغالی گرفتم تا بگم طرفدار آزادی سیاه پوستا هستم. خستگی داره ازپا درم میاره.همه خسته ایم. حتی زئوس از جنده بازیش. دلم می خواد بخوابم. یه خواب بی انتها. از وقتی انیشتن آتیش ئو کشف کرد دیگه هیچ انگیزه ای ندارم. می دونم آخرش مرگه و خلاص. گروهبان یه لب تر کن. بهتر خاموش باشیم تا آتیش روشنه.

 

چنین گفت تقدیر

 

( هرا –ایو- کراتوس- پشت میزی منتظر- پرومته با ورق فال می گیرد.)

 

 

 

 

پرومته

دو ورق انتخاب کنید.

-

یک زن.

هرا

اونه.

پرومته

شاید هم خودتون باشید.

هرا

من دیگه زن نیستم.

کراتوس

با اون همه پشم و پیلی دیگه مرد هم نیستی.

پرومته

آقا خواهش می کنم به زندگی خصوصی دیگران گوش ندید. منتظر باشید تا نوبت تون بشه.

هرا

از دختره یاد بگیر.

پرومته

اگه نمی تونید گوش تون رو کنترل کنید بیرون اتاق وایستید.

کراتوس

تکرار نمی شه.

پرومته

این شد.

-

شاه.

هرا

حتما اون دیوثه دیگه.

پرومته

چشمهای این شاه مستقیم نیستند.

هرا

از اون اول ش کج بود.

پرومته

این کجی شما رو افسرده کرده.

هرا

معلومه اگه کج باشه جوب رو که نمی بینی میافته رو لنگ و پاچه.

پرومته

شما به خدا اعتقاد دارید؟

هرا

ببخشید من خودم خدا ...

پرومته

نه .منظورم اون خداست.

هرا

اون خدا؟

پرومته

اینکه شما خودتون رو خدا می دونید اعتماد بنفس تون رو می رسونه. منظور اون خداست.

هرا

اون خدا.

پرومته

بهش اعتقاد دارید؟

هرا

خوب هر کسی اعتقاداتی رو داره.

پرومته

یه ورق دیگه بکشید.

-

یه سفر میری

-

یه پاکت نامه بدست می رسه

-

کف دستتون می خاره؟

هرا

نه؟

پرومته

آخه قرار پول دستتون برسه.

هرا

اوه.

پرومته

یه آدمی هست ش خیلی دوست داره بهتون نزدیک بشه.

هرا

وا. مگه من مثل اون پتیاره ام.

پرومته

در زندگی زچر های بسیاری رو کشیدید.

هرا

خیلی زجر کشیدم خیلی.

پرومته

امیال جنسی ارضا نشده ای در وجودتون هست.

کراتوس

آقا خواهش می کنم مقدسات رو دیگه به گند نکشید. مردم اعتقاداتی دارن. ایشون مادر بزرگوار همگی ما هستن.

پرومته

یه ورق دیگه.

-

خیلی خب

-

یه کوره راه باریک جلوتون هست خب به طبع باز می شه.

هرا

هی .ازت نخواستم برام ور مفت بزنی. بهم بگو اون دختره چی میشه؟

پرومته

هنوز ما به این خانوم نرسیدیم.

هرا

من می خوام اون چی میشه. اون تن لش خراب. کی از زندگی من می ره بیرون.

پرومته

شوهرتون مرتب فیل ش یاد هندستون می کنه.

هرا

چشم بسته غیب گفتی.

پرومته

می خواید تعطیل ش کنم.

کراتوس

استاد بذار یه ورق هم ما بکشیم.

پرومته

ول کن نیست.

کراتوس

بیا آه آه.

پرومته

چی می خوای بدونی؟

کراتوس

فکر کردی داریم فیلم بازی می کنیم.

-

ببین نه من علاقه ای به اون دارم نه این مادر. بس کن. درست حسابی صحبت کن. خودت رو به اون راه نزن.

-

ما حرف حساب می خوایم

-

بازرس بودن خیلی بده

-

همه به آدم شک دارن

-

سکه افتاد مادر. فکر می کنه اومدیم از زیر زبون ش بکشیم که اون کجا پنهان شده..

پرومته

کراتوس. هیچ اتفاقی توی زندگیت نمی افته.

کراتوس

یعنی چی؟

پرومته

یعنی. همینطوری وضع ت می مونه.

کراتوس

هیچ تغییری چیزی.

پرومته

تا ابد همینطوری پلیس می مونی.

کراتوس

مسخره ست. همین فردا استعفا می دم.

پرومته

نمی تونی.

کراتوس

دیگه نمی خوام بازرس باشم.با حقوقم یه کیلو هویج نمی تونم بخرم.

پرومته

فقط همین رو می تونم بهت بگم.

هرا

چی شد بلاخره.

پرومته

مادر.

-

این دوران به سر می رسه. باید بار و بندیل رو جمع کنی. ما داریم وارد دوره دیگه ای از زمین شناسی میشیم.

کراتوس

گذار دیرینه سنگی مادر.

هرا

انقدر بمن مادر نگید.من هنوز جوون م. جوون فهمیدید.

-

اون کسی که می خواد بمن نزدیک بشه کیه؟

پرومته

وقتی نمونده. همه چیز به پایان می رسه.. برید و منتظر مرگ اون شوهر پیر هرزه تون باشید. بند ها پاره می شه هرا. قطعا دیگه آلکاترازی وجود نداره.

هرا

نه.

پرومته

تنها می مونید با تمام حقارتهای که همیشه می کشید.

هرا

من بزرگ نیستم؟

کراتوس

نه کوچکید. به خصوص قدتون. کوتاست.

هرا

اوه.

کراتوس

من دیگه نمی خوام مامور و معذور باشم.

ایو

پرومته

پرومته

تو هم می خوای----

ایو

منو می شناسی؟

پرومته

رنج تو؟

ایو

من نمی خوام آینده رو بدونم.

پرومته

بخوای هم نمی تونی.

-

هیچ کس نمی دونه

-

منم نمی دونم.

-

این یه بازیه

-

آینده ای وجود نداره ایو.

 

ایو

وجود نداره؟

.

پرومته

الان کجایی؟

ایو

همه جا.یه جا بند نیستم.همه جا هستم و هیچ جا نیستم.

-

من آبستن م.

پرومته

از کی؟

ایو

نمی دونم از کدومشون.

-

هر شب چشم مام رو می بندن

-

می برن م

-

بوی مشروب و مخدر و عرق

-

یه شب بوی گند پا

-

یه روز بوی کثافت دهن

-

از همه بدتر توالتی که توش می خوابم

-

من آواره ام

-

نفرین خدایان

-

تقاص همبستر نشدن با اونا

-

اگه تو بستر زئوس می رفتم دیگه انقدر زجر نمی کشیدم

-

می گن بچه ای که ندونی مال کیه پسر خداست

-

ازت می خوام فقط یک چیز رو بگی خواهش می کنم.

-

شنیدم اونی که میاد پسر خداست

-

بچه من می تونه اون باشه؟

-

جواب بده

 

پرومته

چی بگم.

-

هیچ حرفی برای زدن ندارم.

ایو

یعنی وضعیت همینطوری میمونه.

پرومته

من هیچی نمی دونم. فقط آتیش رو دزدیدم تا کسی از سرما یخ نکنه.همین.

ایو

پس چرا من انقدر سردمه؟

 

رها جسته از بند

 

( میکده ای کثیف و مطرود. عقاب ناکوت. کراتوس با زست مستی.)

 

کراتوس

یه پیک دیگه بزن.

عقاب

نمی تونم خمارم می کنه.

کراتوس

خودتو به الکل عادت بده سعی کن مخدر رو ترک کنی.

عقاب

آره باید ترک ش کنم.

-

اینطوری بهتره

-

خوب می تونم از مشروب شروع کنم. ویسکی- ودکا

-

یا کنیاک

کراتوس

کنیاک خوبه.

عقاب

دیگه مخدر یا نیرو زا رو کنار می ذارم.البته شاید زدم.یه ذره. امشب یه ذره می کشم بعد دیگه می ذارم کنار.دیگه نمی زنم. فقط امشب.فقط امشب.

کراتوس

شاید مجبور بشیم تغییر آب و هوا بدیم. بریم یه جای دیگه. ببین من خوب برسی کردم می تونیم یه جا بریم که دستشون به ما نرسه. ما هم اونجا برا خودمون هستیم.البته حوصله مون سر می ره. هیچی نیست. امکان داره خسته بشیم. ها؟!

عقاب

نه.می شه . می شه. می تونم دوباره پرواز کنم. تمرین می کنم.

کراتوس

ببین بذار روشن ت کنم. تو نه قبلا پرواز کردی نه می تونی پرواز کنی.

عقاب

نه من پرواز می کردم. یادم می یاد.

کراتوس

نه . اون تاثیر مواد بوده.فکر می کردی پرواز می کردی.

عقاب

ولی یادم می یاد.

کراتوس

یه چیزی می گی ها نمی تونی پرواز کنی.آخه چطوری؟ تو که بال نداری.

عقاب

نه من عقابم می تونم پرواز کنم.

کراتوس

آقا جان. تو که عقاب نیستی.

عقاب

نه. من عقابم همه به من می گن عقاب.

کراتوس

بذار توضیح بدم.

عقاب

تو داری به من کلک می زنی.

کراتوس

به شما بخاطر مهارتی که در شکنجه دادن داشتی لغب عقاب دادن.

عقاب

نه من عقابم.

کراتوس

بابا لوح ش رو خودم بهت تقدیم کردم.یادت نمی یاد گفتی خوب شد عقاب گفتن کرکس نگفتن.

عقاب

نه. من یادمه پرواز می کردم. حیف که دیگه نمی تونم پرواز کنم وگرنه می دیدی که من عقابم.

کراتوس

اصن بی خیال.

عقاب

دوباره تمرین کنم یادم می یاد.

کراتوس

خیلی خب بابا.

عقاب

خودش پیش بینی کرد. گفت تو پرواز می کنی. تو فال قهوه ام عکس یه عقاب در حال پرواز افتاده بود. من می تونم.

کراتوس

یه پیک دیگه می ریم بالا.

عقاب

من یه ذره دوا می زنم بعد دیگه نمی زنم.دیگه می ذارم کنار.به کوری چشم دشمنا.

کراتوس

دشمنان. دشمنان ما کین گروهبان؟

 

 

دشمنان

 

( دشمنان برپشت میزی نشسته اند و آبجو با پسته می خورند. مات اند وصورتک هاشان عاری از نشان حسی ولی اینگونه  اندوهگین اند.)

 

صدای پرومته:

دشمنان

بر پشت میزی نشسته اند

و

آبجو با پسته می خورند

مات اند

وصورتک هاشان عاری از نشان حسی

ولی اینگونه اندوهگین اند

من میبینم

سبیلی سفید

کله ای طاس

نگاهی ناغرض ناک

بدون فکر دیدن

در حسرت رفاقتی ناب

آری  اینگونه اند دشمنان من

نه پشتی نه نفاقی

حقیقت در کف دستها

نه پستی

نه دروغ

نه ریا

 

دشمنان م را دوست می دارم 

من

 

 

فرودین1384

محمد میرعلی اکبری

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد میرعلی اکبری | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
محمد میرعلی اکبری
15 خرداد 1354
کارشناسی ارشد ادبیات نمایشی
اجرا ها:
آیاس فروردین و اردیبهشت 1379 تالار سایه تئاتر شهر
رمئو و ژولیت آذر 1379 مدرسه بازیگری سوره
زرتشت یک اجرا بهمن 1380 تالار مولوی
ناگهان هذا حبیب الله اردیبهشت 1382 کافه تریای تئاتر شهر
آرتیگوشه اردیبهشت و خرداد 1383 تالار مولوی
هملت ماشین آذر 1383 کارگاه تجربه خانه هنرمندان ایران

نوشته های پیشین
اسفند 1386
فروردین 1386
شهریور 1385
آرشیو موضوعی
آرتیگوشه
رمئو و ژولیت
دخترک کبریت فروش
دوران دیرینه سنگی
ته مکبث
پدر در خرداد خواب مي ديد.
پیوندها
آگاممنونيزم
تئاتر6(ناصر حسيني مهر)
ایران تاتر
امین عظیمی
کانون نمایشنامه نویسان ایران
محمد یقوبی
کارگاه نقد
تاتر دانشگاهی
تاتر کولی
عطا صادقی
سیاها
دي نا
مهدي دوگوهراني
محسن طارمي
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM